۱۳۸۶ مرداد ۲۲, دوشنبه

برای اولین بار بعد از دو ماه یکی از هم وطنان عزیز، که هر جای دنیا باشند همونقدر دوست داشتنی میمونند، به من متلک گفت که خدای نکرده حسرت به دل از دنیا نرم!!!! مثل این که هر جای دنیا که باشی ،باز یک چیزی باید بیاد بخوره تو سرت که یادت بمونه کجایی هستی

۱ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
غم غريبي و غربت چو بر نمي تابم
به شهر خود روم و شهريار خود باشم

خداوکيلي اگه الان سر يه سفره تو يه جايي از شمال و يا جنوب باشي و مثلا يه فسنجون مي زدي تو رگ کيف نداشت، نه والله ؟